تبليغاتX
مرقعات خط
بازدید از khoshnevisi.net را فراموش نکنید
  خوشنویسی یكی از هنرهای مورد توجه مردم استان زنجان در گذر زمان بوده و نبض این هنر همواره در دل زنجان تپیده است. از این سرزمین هنرمندان بسیار نام‌آور و شایسته‌ای به جهان خیال‌انگیز خوشنویسی عرضه گردیده است كه در تارك این هنر، چون ماه تابان می‌درخشند. بسیاری از هنرمندان خوشنویس، در این آب و خاك زیسته و قلم بر كاغذ نهاده‌اند و برخی دیگر در فضایی مناسب‌تر از زنجان و شهرهای تابعه با مهاجرت به دیگر شهرهای كشور و برون‌مرز ایران هنرنمایی كرده، نام این خطه و ایران زمین را در كشورهای اسلامی به ویژه در عراق و شام پرآوازه كرده‌اند، از جمله این بزرگان می‌توان به احمد نجفی زنجانی و احمد سهروردی اشارت كرد. در این مقاله گذرا به احمد سهروردی اشاره خواهد شد.
احمد سهروردی خوشنویس برجسته دوره ایلخانی و یكی از شش نفرهنرآموز و هنرآموخته مكتب مستعصمی است، خود در تاریخ سترگ هنر خوشنویسی ایران و جهان اسلام جایگاه ویژه داشته و به یاقوت ثانی شهره می‌باشد، در مورد محل ولادت این خوشنویس ارزنده اختلاف نظر وجود دارد، برخی زادگاه او را بغداد ذكر كرده‌اند، و شماری دیگر شهر سهرورد را.  مرحوم مهدی بیانی در كتاب احوال و آثار خوشنویسان آورده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:29  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

 
میرود این کتاب البته       تا به بغداد و مصر و کلکته

رسم الخط عربی یکی از رسم الخط های صوتی است که در هزاره دوم پیش از تاریخ از زبان فنیقی در گوبل، شهریکه در زبان یونانی به بایبلوس (بیبلوس) در شرق سواحل بحیره مدیترانه موقعیت داشت، بوجود آمده است. الفبا عربی بسیار ساده و مناسب حال زبان سامتی مثل عربی است. الفبا شرح دهنده همصدا ها و خودصوتیهای دراز است. در زبان عربی حرو ف باهم بسته میشوند و یکعده حروف فقط از راست قابلیت بستن را دارند و بس. حرو ف بیصدا را فقط میتوان باعلائمی (نقطه و اعراب) جابجا شده در بالا یاپائین همصدا یا مصوت مشخص ساخت. قاعده نوشتن درعربی از راست بچپ است.

با ظهور حضرت محمد(ص) بحیث پیامبر و پسانها بوجود آمدن امپراتوری عرب برمبنای اصول دین اسلام، زبان عربی وسیله مهم پیوند و تفاهم، زبان اداره و گسترش علم و دانش و بخصوص علوم دینی مورد استفاده قرار گرفت. کاربرد زبان عربی درعلوم دینی بیشترهم با این طرح عمومیت یافت که حرفها و احکام الهی در قرآن توسط کسی ایجاد نشده، بل، به امر خدا وند (ج) توسط جبرئیل(ع) به حضرت محمد(ص) بزبان عربی انتقال داده شده است. واعتقادی وجود دارد که قرآن فقط در همین شکل عربی اش معانی و رسالت خود را بخوبی بیان میکند.

روی این دلیل بسیاری ملتهای دنیا رسم الخط عربی را پذیرفتند، هم از آنهاییکه صاحب رسم الخط جداگانه خود بودند وهم آنهاییکه تاآنوقت رسم الخطی نداشتند.این رسم الخط رابخصوص ملتهای ایرانزمین که زبان پارس قدیم رسم الخط میخی وزبان پارس میانه رسم الخط ارامه یی رابکارمیبردند،پذیراشده وبعد ترکها،پشتونها، مالز یها،مسلمانان هندودگران آنراقبول کردند. وهرکدام ازاین ملتهارسم الخط عربی رابابرخی ویژه گیهای زبان اولی خودشان غنی وهمآهنگ سا ختند.مثال پارسی زبانان باعلاوه کردن چهارحرف (پ.چ.ژ.گ) الفبا فارسی راشامل رسم الخط عربی ساختند که ازآن رسم الخط فارسی - دری بمیان آمد. زبان عربی برای یک مدت معین درمحلات مشخصی ازسوی یکعده ملتهای دیگری چون اسپانویها،مسلمانان بالکان اروپاوروسیه سپید،نیزپذیرفته شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:27  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

  بعضی ها فكر می كنند خوشنویسی در ایران بر گرفته از هنر عربی است چون هنری كه ما در ایران تحت عنوان خوشنویسی داریم بر اساس زبان و الفبای فارسی است كه ظاهراً اینها برگرفته از حروف الفبای عربی با تفاوت در 4 حرف شكل گرفته است . گمان بر این است كه ابتدا قرآن به خط كوفی نوشته می شده، بعد بقیه خطوط به وجود آمد. الآن هم ما به جز خط نستعلیق شكسته بقیه خطوط را اصطلاحاً خط عربی می نامیم و این هم از ظلم های بسیار آشكاری است كه به فرهنگ و هنر این ملت وار د آمده است. غریب نود درصد تمام خطوط رایج در كشورهای اسلامی كه تعدادش به جهت تنوع بسیار زیاد است ـ بیش از 20 نوع ـ و هر نوع از اینها دارای سبك و شیوه های متفاوت هستند، خطوطی هستند كه در ایران شكل گرفته و ابداع شده اند. از جمله خطوط مشهور، مثل ثلث، نثر، ریحان، محقق، توقیع، رقاع، نستعلیق، شكسته، دیوانی و سایر خطوط دیگری كه از اینها انشعاب پیدا كردند مثل مسلسل و حجازی، اینها خطوطی هستند كه مبدع شان ایرانی هستند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:24  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

دیدگاه آیین اجازه در میان خوشنویسان تركیه (كه خط مشترك زبانهای عربی و فارسی و تركیی بوده) جای خود را به خط بی‌روح لاتین داده است. خوشنویسی و آداب معنوی آن در گذشته مشرق زمین جغرافیا و تاریخی مشترك داشته و نام پیش‌كسوتان و مبدعانی چون یاقوت و میرعلی و سلطان علی مشهدی و میرعماد و درویش و ابن‌بواب و شاه محمود نیشابوری و هاشم محمد و شیخ حمدالله و قره حصاری و حافظ عثمان مرزها را نوردیده است. پس آداب ویژة این هنر نیز باید با اهتمامی مشترك حفظ و تجلیل شود. چرا «آیین اجازه» را هنوز در تركیه ارج می‌گذارند، اما فضای هنری كشور ما از آن و نتایج درخشانش بی‌بهره است؟ آیا ما با آن پیشینه درخشان نباید سنت زیبای اجازه‌نامه را در قالبی جدید احیا و تجلیل كنیم؟ آیا دل بستن به گسترش كمی خوشنویسی و خوشنویسان در بستری عامیانه، بی‌توجه به قداست تاریخی و اصول و آداب معنوی این هنر بزرگ بی‌حرمتی به آن نیست؟ نگارنده با هدف ایجاد انگیزة احیای این سنت زیبا یا دست كم پاس داشت جدی این آیین معنوی، در این نوشته به اجمال به این آیین می‌پردازد و ویژگیهای از نمونه‌های زنده آن در تركیه را بیان می‌كند.
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:22  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

مقدمه رساله آداب المشق از رسائل معروف و مهم خوشنویسی به زبان فارسی است. این رساله سالیانی دراز به میرعماد حسنی قزوینی منسوب بوده است. اخیراً برخی از محققان نشان داده‌اند كه آداب‌المشق را به ظن قوی باباشاه اصفهانی، خوشنویس قرن دهم هجری و معاصر شاه طهماسب صفوی، نوشته است. در این رساله، آموختن فن و هنر خط منوط به طی مراحلی می‌شود و نویسنده این مراحل را در فصلهای ششگانه توضیح می‌دهد. هدف از تحریر این مقاله شرح و توصیف دو جزء از اجزای دوازده‌گانة خط، یعنی صفا و شأن است. در ابتدای فصل دوم رساله آمده است: بدان كه اجزای خط بر دو قسم است: تحصیلی و غیرتحصیلی. تحصیلی آن است كه كاتب به ممارست و مداومت حاصل می‌باید كرد و پخته ساختن و غیرتحصیلی آن است كه چون تحصیلی حاصل شود، آن نیز حاصل شود. اما تحصیلی و آن دوازده جزء است: اول تركیب، دوم كرسی، سیم نسبت، چهارم ضعف، پنجم قوت، ششم سطح، هفتم دور، هشتم صعود مجازی، نهم نزول مجازی، دهم اصول، یازدهم صفا، دوازدهم شأن. مشاهده می‌كنیم كه اصول صفا و شأن نیز جزو اجزای تحصیلی قلمداد شده است. اما اگر به شرح و توصیف اجزای دوازده‌گانه توجه كنیم. نه اصل اول به كیفیت ظاهر یا اصول و قواعد فن خط مربوط است؛ از جمله محل قرار گرفتن حروف و كلمات، اندازة حروف و كلمات، چگونگی حركت قلم و مختصات حروف و در كل، حسن تشكیل و حسن وضع، مانند آموختن مبانی مقدماتی و فنی همة هنرها، تا جایی كه جزء دهم ، یعنی «اصول»، مصداق خارجی در صورت خط ندارد و قاعده‌ای اجرایی مانند «تركیب»، یا «قوت» نیست؛ بلكه زمانی محقق می‌شود كه اصول پیشین «اجزای تسعه» رعایت شده باشد و كلیت صورت شكل پذیرفته باشد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:22  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

خط تعلیق نخستین خط ایرانی و یكی از پایه‌های اصلی خط نستعلیق به حساب می‌آید. همچنین در دوره‌ای از تاریخ خوشنویسی ایران از مهم‌ترین اقلام بوده و منشیان از آن برای كتابت و نامه‌نگاری استفاده می‌كرده‌اند. با این حال، از چگونگی پیدایش و تكامل آن اطلاعاتی پراكنده در دست داریم. در این مقاله، ابتدا آراء پژوهشگرانی كه پیش از این از سیر تحول این خط سخن گفته‌اند یاد می‌شود. سپس به نكاتی مانند شیوه‌های تعلیق‌نویسی در قرن دهم هجری و معرفی پیروان آنها و چگونگی تأثیر خط شكسته نستعلیق بر ركود خط تعلیق در اصفهان، كه در بیشتر تحقیقات پیشین به آنها كمتر توجه شده است، می‌پردازیم. از آنجا كه تطور و تحول اولیة اقلام مختلف خوشنویسی در ابتدا در نسخه‌های خطی رخ نمود و بعد به دست خوشنویسان بزرگ تحت قاعده در آمد، دست‌یابی به اصل و منشأ خطی خاص یا آگاهی از زمان دقیق آغاز تطورش تقریباً محال است، یا صورت پذیرفتنش نیازمند منابع دست اول و متعبر و همچنین صرف وقت و دقت بسیار است. خط تعلیق نیز از این قاعده مستثنای نیست. با مراجعه به تذكره‌ها و رسالات متقدمان و همچنین نظر كارشناسان معاصر، با عقاید متفاوتی دربارة مبدأ تعلیق و واضع یا واضعان آن مواجه می‌شویم كه هركدام در جای خود شایان تأمل و بررسی است. صاحب گلستان هنر گوید: بر مرآت حقایق نما ظاهر و هویدا باشد كه خط تعلیق از رقاع و توقیع مأخوذ است و خواج تاج سلمانی ]ف 897 ق[، كه اصفهانی بوده، واضع آن است؛ و قبل از آن یك چند شكسته می‌نوشته و خط درست تعلیق در میان نبوده، او دست كرده و به نزاكت و رعنایی نوشته. چون نوبت به خواجه عبدالحی منشی ] ف 907 ق[ رسید، قاعده و نزاكت و اسلوب پیدا كرد و سلسلة تعلیق نویسان و شجرة ایشان به این دو استاد می‌رسد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:21  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

حدیث عشق چه داند کسی که در همه عمر...... بسر نکوفته باشد در سرای کسی

ميرزا غلام رضا

.

.

.

مجموعه احمد پيله چي- ميرزا غلام رضا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 21:42  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

امروز رفته بودم انجمن (یكشنبه ها كلاس دارم). دیدم فروشگاه یك نسخه كتاب كلك مسیحا دارد به قیمت 25 هزار تومن. مدتها بود منتظر انتشار مجموعه جناب آقای احمد پیله چی قزوینی بودم. البته تقریبا اكثر آثار را در منزلشان دیده بودم و انتظارم آگاهانه بود!
اما علی الحساب 25 هزار تومن را نداشتم...
قرض گرفتم و تا هنرجویان پیدایشان نشده با دوربین موبایل شروع كردم به عكاسی برخی آثار.. حاصل كار با كیفیت نه چندان مطلوب دوربین موبایل و پرسپكتیو عكسها و البته مختصری مدد فوتوشاپ شد آنچه در آلبوم تصاویر كلوب خوشنويسي و نقاشيخط از ميرزا غلام رضا ، ميرحسين ، ميرزا اسدالله و...می بینید... امیدوارم پیله چی حلالم كند!
ملاحظه و اظهار نظر فرمایید...

كلك مسیحا
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قواعد خط ثلث عباس بغدادی هم در 3 قسمت در بخش آلبوم تصاویر كلوب خوشنويسي و نقاشيخط منتشر شد:
بخش 1
بخش 2
بخش 3

لطفا پس از ملاحظه نظرتان را بفرمایید.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 16:19  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

مقاله اي به نقل از  دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس با عنوان بررسي اجمالي خط شكسته
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به اعتراف صریح و توام با تقدیر و تجلیلِ همه آشنایان فرهنگ بشر، كشور ما از دیرین‌ترین ایام، خواستگاه مدنیت و گهواره ترقی و تعالیِ كمالات اخلاقی، فضایل نفسانی و توسعه علم‌ودانش و از پایه‌گذاران عمده و مسلم این امور بوده است و طبعاً یكی از مصادیق عمده این فرهنگ درخشان موضوع خط و نوشتار می‌باشد كه مرزوبوم ما را در آن سابقه‌ای بس كهن است و در این وجیزه برآنیم كه به یكی از شاخه‌های متداول امروزی آن، «خط شكسته» نظری كوتاه بیافكنیم باشد كه مبتدیان این وادی را لحظاتی چند به تامل فراخواند.
گرچه همچنان كه از فحوای اشارات نخست معلوم می‌گردد خط در ایران باستان سابقه‌ایی كهن دارد، اما با گسترش فرهنگ اسلامی و نفوذ آن به نواحی دور و نزدیكٍ، كانون آن و نیز به سبب سیطره حكام مسلمان خطوط متداول آنان در سرهم ایرانی آن‌ها نیز بسط و تعمیم یافت و مظاهر فرهنگ پیشین پارسی متروك ماند. این خطوط در آغاز، كوفی ماخوذ از عربی و نسخ برگرفته از نبطی بود. در عهد بنی‌امیه كوفی با چهار قلم نوشته می‌شد اما تعداد اقلام آن تا زمان عباسیان به ۲۰ رسید.
ابن مقله بیضاوی با نبوغ خود خط نسخ بی‌تحرك غیررسمی را بپرداخت. و جزو خطوط رسمی قرار داد. نسخ بعداً فروعی مانند. ثلث، ریحان، تعلیق، و رقاع ( كه تلفیقی از تعلیق و توقیع است) پیدا كرد اكثر این خطوط به ویژه ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، تعلیق، محقق و ریحان مورد استفاده مردم ما نیز واقع شد. از این میان خط تعلیق اولین قلم خاص ایرانیان است كه نوع قدیم یا اصیل آن توسط حسن‌بن حسین علی فارسی كاتب در قرن ۴ هجری با تصرف در خطوط نسخ و ثلث و توقیع ابداع گردید و قلم شكسته (تعلیق) آن توسط تاج‌الدین اصفهانی در اواخر قرن ۶ هجری پرداخته شد و مورد استفاده منشیان و مستوفیان قرار گرفت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:24  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

استاد سیدمحمد باقر نجفی در كتاب «آثار ایران در مصر» می نویسد:
«تحقیق در موزه ها و كتابخانه های قاهره نشان داد كه مجموعه مصاحف قرآن كریم كه به خط ایرانیان و نقوش ایرانی زینت داده شده است به دو گروه مختلف تقسیم می شود:
۱) مصاحفی كه ذیل آیات ترجمه فارسی و یا در حواشی، شرح و تفسیر فارسی دارند
۲) مصاحفی كه فاقد ترجمه فارسی است
مهمترین مصاحف مذكور، از لحاظ قدمت، در كتابخانه «دارالكتب» قاهره و «متحف المنیل» مشاهده كردم، ولی از نظر تذهیب و ترصیع و تشعیر عموماً مهمتر از مصاحف موجود در «متحف الغن الاسلامی» كه مربوط به قرن های ۱۲ و ۱۴ هجری قمری است، نمی باشد.
استاد جعفری در معرفی مصاحف با ترجمه فارسی می نویسند: « مصحف كوفی ـ فارسی «دارالكتب» قاهره از معدود مصاحفی است كه ذیل كتابت كوفی آن، ترجمه پارسی را آورده اند و به نظر می رسد كه به دوران عباسیان و قرون سوم یا چهارم هجری قمری تعلق داشته باشد. با توجه به قدمت این مصحف، ترجمه پارسی آن در به كار بردن لغات معادل حائز اهمیت است.»
استاد باقر نجفی درباره مصحف دیگری به نام «مصحف ابن مقله» می نویسد: «محمدبن علی كه به امام الخطاطین، شهرت دارد، فردی ادیب، هنرمند و سیاستمداری بود كه براثر ذكاوت و درایت در خدمت خلفای عباسی «المقتدر» و «الراضی بالله» به منصب وزارت رسید و عاقبت به جرم شركت در توطئه ای علیه خلیفه در سال ۳۲۸ هجری قمری كشته شد.
«ابن الندیم» در كتاب «الفهرست» تصریح می كند كه وی به لحاظ خوشنویسی، در تاریخ اسلامی بی نظیر بوده است. تألیف رساله «علم الخط و القلم» توسط وی موجب آن شد كه مورخان او را «امام الخطاطین» بخوانند. تذكره نویسان معترف اند كه «ابن مقله» مبتكر و واضع خط «ثلث» و «نسخ» بوده است. وی پیشقدم یكی از زیباترین مظاهر هنری یعنی خوشنویسی در تمدن اسلامی است و جمله مورخین برآنند كه تا ظهور وی هیچ یك از خطاطان به قدرت او در نوشتن اقلام مختلف و تتبع او در اختراع خطوط نبوده اند.
آنچه از «ابن مقله» در مصر دیدم تنها، مصحفی بود كه در «دارالكتب قاهره» است و با توجه به معدود بودن آثار خطی به جای مانده از او، اثری بی نظیر از مخترع خط نسخ و ثلث و دگرگون كننده خط كوفی به شمار می رود.
استاد باقر نجفی در مورد سایر صحف ایرانی در موزه های مصر این اسامی را با شرح آن ذكر نموده اند.  

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:15  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

  اين مقاله كه ظاهرا نويسنده آن داراي گرايش پان تركيسم است ، داراي نكات جالبي درمورد خط اويغوري مي باشد . قاعدتا مسئوليت محتواي مقاله با نويسنده است و صرفا جهت استفاده مخاطبان از اطلاعات تاريخي در اينجا منتشر مي شود .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توركان اويغور از متمدنترين٬ و از پيشگامان تمدن و فرهنگ٬ در ميان اقوام باستاني ترك بوده اندּ در تاريخ تركي٬ نام اويغورها آنچنان با مفاهيم فرهنگ و تمدن عجين و حتي مترادف شده است كه امروزه در زبان تركي مفهوم “متمدن” با كلمه “اويغار” ادا مي گرددּ در ميان اقوام بيشمار ترك كه همراه نيروها و ارتش مغول به خاك ايران امروز وارد شدند٬ گروههاي تركان اويغور جايگاه بسيار بزرگي داشته اندּدر عهد الجايتوخان٬ هشت تن از ولايات بسيار مهم دولت٬ در حاكميت والياني از تركان اويغور بوده استּ (سئوين آقا٬ اسه ن قوتلوق٬ اويغور تاي٬ قازان٬ باييتميش٬ سونجاق٬ توروم تاز٬ سونوك داش٬ و ارتنه كه بنام خود در شرق تركيه –بخشي آزربايجاني اين كشور- دولتي تاسيس نموده است)ּعلاوه بر تاريخ سياسي خلق ترك و آزربايجان٬ تركان اويغور بر تاريخ و فرهنگ ايران امروز دو تاثير عمده داشته اندּ يكي آثار مدني مانند آشنا ساختن ايرانيان با مفاهيمي مانند كاغذ٬ خط تركي اويغوري و تقويم تركي-اويغوري٬ نوآوريهايي در نگارگري٬ موسيقي و ּּּ و ديگري اشتراك در تشكل خلق ترك در ايران و آذربايجانּ هر دوي اين رشته از تاثيرات در آموزه نژادپرستانه و رسمي –دولتي فارسي ناديده گرفته شده و حتي انكار مي گردندּ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:9  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

در اداره هاي پست شهرهاي آمريكا، در كنار تمبرهايي كه براي مناسبتهاي مختلفي همچون روز استقلال آمريكا يا 50 سالگي ميكي
ماوس چاپ شده است، تمبري آبي با نوشته اي طلايي به چشم ميخورد. جمله "عيد مبارك" با خط زيباي ثلث بر روي اين زمينه آبي مي درخشد.
5 سال پيش، مسلمانان آمريكايي تلاش همه جانبه اي براي متقاعد كردن اداره پست آغاز كردند تا تمبري كه به يكي از مناسبتهاي اسلامي اشاره دارد به چاپ برسد. آنها اينطور استدلال مي كردند كه تمبرهاي براي مناسبتهاي مذهبي ديگر مانند كريسمس، هانوكا (عيد مذهبي يهوديان) و حتي كوانزا (از مناسبتهاي سياه پوستان) و مايو( يك جشن مكزيكي ) وجود دارد. بنابراين اين حق مسلمانان آمريكايي كه يكي از اقليتهاي بزرگ اين كشور هستند، است كه يك تمبر مخصوص به خود داشته باشند.
در ادامه اين تلاشها كودكان مسلمان بيش از 5000 نامه به اداره پست مركزي آمريكا نوشتند و ديگر گروههاي مسلمان تبليغات وسيعي را در اين جهت آغاز كردند.
آنها سرانجام به خواسته خود رسيدند و اولين تمبر آمريكا با مضمون اسلامي در اول سپتامبر 2001 به چاپ رسيد.
اين تمبر جديد شامل جمله "عيد مبارك" است كه اشاره به دو مناسبت مذهبي مسلمانان "عيد فطر" و "عيد قربان" دارد.
طراح و خطاط اين تمبر مردي است به نام " محمد زكريا" ، ساكن آرلينگتون ويرجينيا.
دسته بندي مردي مانند محمد زكريا، 62 ساله كمي مشكل به نظر مي رسد. نه به خاطر اينكه ريشي سفيد دارد و يا يك خطاط مسلمان است، بلكه بخاطر اينكه او يك آمريكايي سفيدپوست است. كسي انتظار ندارد كه مردي با چنين ظاهري محمد نام داشته باشد و يكي از بزرگترين خطاطان اسلامي معاصر باشد.
خوشنويسيها و آثار هنري محمد زكريا منحصربفرد و شگفت انگيز است. او در هنري دست دارد و با الفبايي مي نويسد كه رابطه تنگاتنگي با تاريخ و مذهب و عرفان دارد و از كودكي در وجود ما جاي گرفته و نهادينه شده است. اما محمد زكريا در نيمه راه در 20 سالگي اين راه را شروع كرده در حاليكه كاملا با الفباي عربي بيگانه بوده است . با وجود اين او اكنون يكي از قله هاي هنر خطاطي است.محمد زكريا در خاطراتش مي گويد:" در سال 1961 به تازگي از سفر اولم به مراكش بازگشته بودم و كه به عنوان يك متصدي ماشين در كارخانه اي در كاليفرنيا مشغول بكار شدم. سفر چشمان مرا به جهان باز كرده بود. در مراكش آشنايي با يك فرهنگ جديد باعث شد كه به آموختن عربي بپردازم و به اسلام بگروم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:0  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

قيصر امين پور
تحمل داغ قيصر امين پور دشوار است و براي برخي دوستانم بويژه حديث لزر غلامي دشوارتر. نميدانم ثقل اين وداع ناگزير را چگونه برخواهد تابيد...
به احترام نام نامي قيصر امين پور در مرقعات خط بلاگ اسپات 15 قطعه عكس از قيصر و داغدارانش ارسال كردم.
...18 سال پيش استاد بزرگوارم ، محمد حسين رازقي برايم اين قطعه قيصر را نوشت كه فراموشم نخواهد شد :
... اين واژه سه حرفي خونين چيست
عشق است عشق
... گفتيم نام مشكل بي حل را...!
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:56  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

باباشاه‌ِ اِصْفَهانى‌، فرزند سلطان‌ على‌، خوش‌نويس‌ نامدار و شاعر (زنده‌ در 1010ق‌/1601م‌). خانوادة او در اصل‌ از مردم‌ كهپاية (قهپاية) اصفهان‌ و خود او زاده‌ و پرورش‌ يافتة شهر اصفهان‌ بود (اوحدي‌، 215).
باباشاه‌ را برخى‌ از تذكره‌نويسان‌ شاگرد سيداحمد مشهدي‌ مى‌دانند (عالى‌، 50). از متأخران‌، ميرزاي‌ سنگلاخ‌ به‌ روش‌ هميشگى‌ خود به‌ او لقب‌ «رئيس‌الرؤسا» داده‌، و داستانى‌ دربارة او ساخته‌ و پرداخته‌، و وي‌ را شاگرد ميرعلى‌ هروي‌ معرفى‌ كرده‌ است‌ (1/187- 188). وي‌ مى‌نويسد: باباشاه‌ در 8 سالگى‌ به‌ خدمت‌ ميرعلى‌ هروي‌ رسيد و به‌ مدت‌ 8 سال‌ از او تعليم‌ خط گرفت‌ (1/188-189)؛ در حالى‌ كه‌ در هيچ‌ مأخذي‌ نشانه‌اي‌ از سفر باباشاه‌ 8 ساله‌ از اصفهان‌ به‌ مشهد و هرات‌ كه‌ ميرعلى‌ بين‌ سالهاي‌ 911 تا 935ق‌ در آنجا مى‌زيست‌، يا به‌ بخارا كه‌ از آن‌ پس‌ تا مرگ‌ (951ق‌) در آن‌ به‌ سر برد (بيانى‌، احوال‌...، 2/493- 495، 500)، ديده‌ نشده‌ است‌. از سوي‌ ديگر گزارشى‌ نيز از سفر ميرعلى‌ به‌ اصفهان‌ در دست‌ نيست‌.
در مورد استادي‌ سيداحمد مشهدي‌ بر او نيز جاي‌ سخن‌ است‌؛ زيرا چنانكه‌ گذشت‌، گزارشى‌ از سفر باباشاه‌ به‌ خراسان‌ در دست‌ نيست‌ و نيز سندي‌ از سفر سيداحمد به‌ اصفهان‌ وجود ندارد (نك: ه د، احمد مشهدي‌). مشكل‌ شناخت‌ استاد باباشاه‌ در خوش‌نويسى‌ را خود او در رسأله‌ مشهورش‌ «آداب‌ المشق‌» (ه م‌) حل‌ مى‌كند. او در مقدمة اين‌ رساله‌ سلطان‌ على‌ مشهدي‌ (د 926ق‌) را استاد غيرمستقيم‌ خود معرفى‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 58 -59)؛ از اين‌رو، باباشاه‌ را مى‌توان‌ خوش‌نويسى‌ دانست‌ كه‌ داراي‌ استادي‌ مستقيم‌ و معين‌ نيست‌، بلكه‌ با پيروي‌ از سلطان‌ على‌ مشهدي‌ و ديگر استادان‌ پيش‌ از خود و با ممارست‌ و مشق‌ بسيار به‌ استادي‌ رسيد. در اين‌ ميان‌، استعداد شخصى‌ او را نبايد ناديده‌ گرفت‌. قطب‌الدين‌ يزدي‌ صاحب‌ رسالة قطبيه‌ كه‌ بابا شاه‌ را در 995ق‌ در اصفهان‌ ديده‌، دربارة او مى‌نويسد: «خوش‌نويسى‌ او مادرزاد، و حسن‌ خطش‌ خدادادي‌ است‌ و خط او از ديگر خوش‌نويسان‌ اصفهان‌ برتر است‌» (نك: عالى‌، همانجا؛ حبيب‌، 189، 216؛ ايرانى‌، 140- 141).

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:10  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

  درشصت ويك وشصت ودومين شماره آبان وآذر ماه 1346اين مجله بقلم  استاد محقق آقاي محيط طباطبائي راجع بمرقع گلشن شرحي نگاشته شده بود كه نگارنده لازم دانس براي تتميم وتكميل مقالة ايشان آنچه دراين باب ميداند بنگارد. مرقع گلشن وگلستان از مرقعهاي بيمثل و مانندست كه شام لآثار خطاطان ونقاشان مشهور ايران وهندوستان ميباشد وبرحسب ذوق ودستور نورالدين جهانگير «1014-1037»پادشاه هنر دوست هند جمع وتدوين شده ودرزمان شاه جهان «1037-1067»پايان يافته است. مرقع گلشن كه اكنون متعلق بكتابخانة سلطنتي ميباشد داراي انواع هنر نقاشي وتذهيب وخط است. خطوط ومجالس تصوير آن از شاهكارهاي استادان وهنرمندان مشهور ايران بوده وبيشتر آنها را براي همايون واكبر وجهانگير از ايران بارمغان برده بودند.
جهانگير جمعي از هنرمندان را مأمور كرده است كه اين آثار گرانبها را براي آنكه از دستبرد زمان در امان باشد بطرز بديهي بصورت مرقع درآوردند. مذهبان ومصوران وصحافان درنظم مرقع نهايت سليقه ودقت وظرافت رابكار برده اند وبراي زيبائي ونفاست آن درحاشية هر صفحه از مشاهير آن عهد نيز تصاوير ومجالسي بسيارشگرف وبديع نقش كرده اند. هنرمندان ايراني در دربار پادشاهان هند چند گروه بوده اند،تني چند چون مير مصور ترمدي وپسرش ميرسيد علي وعبدالصمد زرين قلم كه با همايون پادشاه درسال 951 بهندوستان رفته بودند برخي مانند آقا رضا كاشاني وپسرش ابوالحسن ومنصور ودولت درعهد جهانگير وجمعي ديگر آنهائي هستند كه در مكتب اين استادان تربيت يافته اند وهمين مكتب است كه سبك مختلط ايران وهند را بوجود آورده است. هريك از مرقعهاي گلشن وگلستان شامل يك ديباچه وخاتمت بوده است. كاتب ديباچه وخاتمت مرقع گلشن وگلستان ظاهراً نستعليق نويس مشهوردربار جهانگير مولانا محمد حسين كشميري زرين قلم بوده است متأسفانه آغاز وانجام مرقع گلشن دراختيار كتابخانه سلطنتي نيست.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:47  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

عرفاي صاحبدل كه پشت پا به دنيا و مافيها ميزدند براي اينكه جلوه جامه‌هاي زيبا و ديبا را در نظر اهل دنيا خوار و بيمقدار كنند از كهنه پاره‌ها و ژنده‌هاي فرسوده و بدور افتاده مرقعي فراهم مي‌آوردند و با رقعه بر رقعه دوختن و وصله بر وصله پيوستن ، تن پوشي خوارمايه ولي گرانپايه براي خود ميساختند كه ديدار آن ديده را از جامه بسوي صاحب جامه و از صورت بمعني مصروف ميداشت .
اين مرقع غالبا از خرقه‌ها و رقعه‌ها و وصله‌هاي پشمي پرداخته ميشد تا در سرماي زمستان بكار آيد و كلمه خرقه در اصطلاح صوفيان نيز تا حدي مفيد همين معني بود . چنانكه حافظ در يك بيت جمع ميان هر دو لفظ ميكند :
من اين مرقع پشمينه بهر آن دارم                           كه زير خرقه كشم مي ، كس اين گمان نبرد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:19  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

فرهنگ و مردم - دوره 15، ش 180 (مهر 56)
(21/آبان/1384)

خلاصه: توضيحاتي پيرامون معرفي سه هنرمند عليرضا عباسي خوشنويس، آقارضا كاشاني، رضاعباسي ـ مختصري درباره زندگي عليرضا عباسي خوشنويس و شرحي بر زندگي آقارضا يا رضامصور كاشاني و يا رضا مصور هروي يا هراتي (تاريخ ولادت970) و معرفي چند نمونه از شاهكارهاي نقاشي او ـ معرفي رضاعباسي (987-1044) وبحثي پيرامون امضاء ونوشته‌هاي وي ـ معرفي چنداثر ازنقاشان گمنام بابهره‌گيري از نام رضاعباسي ـ بحثي پيرامون 8 نقاشي از رضاعباسي كه درمجله هنرومردم ش 173 اسفند55 توسط "رابرت، انگ" معرفي شده همچنين درباره نظريات دكتر عبدالرشيد در ش 149 اسفند همين مجله.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 16:13  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

اِخْتيارِ مُنْشى‌، خواجه‌ اختيار بن‌ على‌ گنابادي‌ منشى‌، نامدارترين‌ خوشنويس‌ قلم‌ تعليق‌ ايران‌ زنده‌ در 70ق‌/563م‌.
وي‌ در گناباد زاده‌ شد و در هرات‌ زيست‌ و در برخى‌ از رقمهايش‌ به‌ نسبت‌ «جنابدي‌» خود و كتابت‌ در هرات‌ اشاره‌ دارد نك: آثار در همين‌ مقاله‌. با اينهمه‌، گردآورندة گلستان‌ هنر نه‌تنها بر هروي‌ بودن‌ او پاي‌ فشرده‌، بلكه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ وي‌ هرگز از هرات‌ بيرون‌ نيامده‌ و مدت‌ 0 سال‌ در دستگاه‌ حكومتى‌ سلطان‌ محمدميرزا صفوي‌ در هرات‌ به‌كار منشى‌گري‌ مشغول‌ بوده‌ و «به‌ غايت‌ نازك‌ و صاف‌» مى‌نوشته‌ و از او آثار بسيار و قطعه‌هاي‌ بى‌شمار برجا مانده‌ است‌ قاضى‌ احمد، 9. در نادرستى‌ نسبت‌ هروي‌ وي‌ جاي‌ دو دلى‌ نيست‌ و از آثار «بسيار و بى‌شمار» او نيز جز اندكى‌ بر جاي‌ نمانده‌ است‌. اين‌ كمبود را يا بايد به‌ حساب‌ گزافه‌گويى‌ قاضى‌احمد گذاشت‌، يا به‌ سبب‌ رويدادهايى‌ دانست‌ كه‌ پس‌ از او بر هرات‌ گذشته‌ است‌. اما آثار تاريخ‌دار وي‌ ميان‌ سالهاي‌ 49-70ق‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ همزمان‌ با سالهاي‌ حكومت‌ سلطان‌ محمد ميرزا بزرگ‌ترين‌ فرزند شاه‌ طهماسب‌ بر خراسان‌ ميان‌ سالهاي‌ 43- 79ق‌/536-571م‌ است‌ نك: اسكندربيك‌، /5، 25-26؛ فسايى‌، /10.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:42  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

پس از آنكه اعراب با استفاده از الفباي خطوط پهلوي موفق به تهيه الفباي خطوط كوفي و نسخ قديم شدند، بتدريج با هم ايرانيان خطوط ديگري از قبيل ثلث، توقيع، محقق، رقاع و ريحان بوجود آمد و سپس دو خط ديگر ايراني تعليق وشكسته وضع گرديد.

تا اوايل قرن هشتم هجري خطوط متداول در ممالك اسلامي اقلام معروف به اقلام ششگانه بوده است كه در فوق بآن اشاره شده است.

در اواسط قرن هفتم از تركيب دو قلم توقيع و رقاع خط ديگري بوجود آمد كه به تعليق موسوم بود و سپس در اثر كثرت استعمال خط شكسته تعليق بدست آمد. خط شكسته تعليق همان خطي است كه بغلط آن را تعليق نام نهاده اند و ما نيز ناگزير از قلم مزبور بنام ‹‹ تعليق›› ياد خواهيم كرد.

پيدا شدن قلم تعليق نيز مانند ساير اقلام تدريجي بوده و تكامل آن شايد در حدود يك قرن بطول انجاميد.

چون اقلام نامبرده نظر زيبا پسند ايراني را تأمين مي نمود مقارن با تكامل خط تعليق از دو خط نسخ و تعليق خط ديگري بوجود آمد كه آنرا نسخ نعليق و سپس نستعليق ناميده اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:28  توسط محمدرضا سرودلیر  |