تبليغاتX
مرقعات خط
بازدید از khoshnevisi.net را فراموش نکنید

shekaste-mirzagholamreza

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:13  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

مزار میرزا غلامرضا اصفهانی، خوشنویس بزرگ دوره قاجار در سال 88 از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، ساماندهی خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، محمد بیرقی معاون میراث فرهنگی استان تهران با بیان این مطلب گفت: مزار غلامرضا اصفهانی که در چشمه علی شهر ری واقع شده، از پروژه‌هایی است که در سال 88 ساماندهی و مرمت خواهد شد.
وی افزود: میرزا غلامرضا اصفهانی، خوشنویس بزرگ دوره قاجار است که در نستعلیق و شکسته نستعلیق شاهکارهای بسیاری آفریده است. شاهکارهای این استاد بزرگ خوشنویسی، هم اکنون زینت بخش موزه‌های کشور و مجموعه‌های خصوصی است. قطعات بسیاری به ویژه سیاه مشق از وی به جا مانده است. سیاه مشق‌های میرزا غلامرضا، اوج هنر ناب نستعلیق در دوره قاجار است. میرزا غلامرضا اصفهانی در چهارم ربیع الثانی سال 1304 هجری قمری در تهران وفات یافت .

اخبار مرتبط: يك  دو - سه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 17:15  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 20:50  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

این قطعه که به گمانم جزو ۱۰ اثر برتر میرزا غلام رضا و در مجموعه امیر عاملی ، دوست قزوینی من است، اخیرا به لطف ایشان منتشر شده و در وبلاگ معرفی آثار ایشان نیز قرار گرفته است. این اثر بسیار تامل برانگیز چیزی برای مدعیان خط امروز که گوشتالو کردن خط و تناسب قوت و ضعف را در قباله خود می دانند باقی نمی گذارد. مضمون قطعه نیز در همین راستا قابل تعبیر است...

 

در حشمت سلیمان هرکس که شک نماید

بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی

  

 

بی شک میرزا غلام رضا سلیمان بلامنازع کشور نستعلیق است !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 13:16  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

ميرزا غلامرضا د‌ر سالياني كه نزد‌د‌وستعلي خان نظام‌الد‌وله و فرزند‌ش د‌وست محمد‌خان مي‌زيست و تقريباً شامل د‌و د‌هه از آخر زند‌گي جسماني و كمال هنري او به شمار مي‌رود‌آثاري گرانقد‌ر به صورت قطعه، كتاب يا كتيبه و لوحه از خود‌بر جاي نهاد‌.
د‌ر كتابخانة نظام‌الد‌وله معيّر‌الممالك كه گنجينه‌اي از كتب نفيس خطّي و مرقّعات از آثار خوشنويسان نامي بود‌اعجاب‌انگيز‌ترين فسونگري‌هاي قلم ميرزا غلامرضا گرد‌آمد‌ه بود‌ولي فرزند‌او د‌وست محمد‌خان معير‌الممالك كه مرد‌ي سخت گشاد‌ه د‌ست و بذّال بود‌و چنان كه اشاره شد‌عقيد‌ة راسخ د‌اشت كه از آثار هنر بايد‌همة اهل هنر بهره‌مند‌شوند‌، آن آثار ارزند‌ة هنري را مانند‌بسياري د‌يگر از نفايس خانواد‌گي به اين و آن بخشيد‌. از جمله كتابها و قطعاتي بي‌مانند‌به خطّ‌ميرزا غلامرضا كه مناجات‌نامه‌هاي حضرت امير مؤمنان (ع) و «تحفه‌الوزراء» د‌ر ميان آنها بود‌.
‌به عنوان نمونه پد‌رم مي‌فرمود‌، قطعة «گرچه ما بند‌گان...» را كه از آثار ممتاز ميرزا غلامرضاست كه د‌ر اوج چيره‌د‌ستي و استاد‌ي به كلكِ سَحّار نوشته و عكس مشهوري هم كنار آن د‌ارد‌، معير‌الممالك به ميرزا علي اصغر خان امين‌السّلطان (اتابك) ارمغان نمود‌. ميرزا غلامرضا اين قطعه را كه حتّي به تصد‌يق خبرگان و استاد‌ان صاحب نظر آن وقت شاهكار مسلم و بي‌‌مانند‌و شاخص د‌ر تاريخ خوشنويسي به شمار مي‌آيد‌به د‌وست محمد‌‌خان معيّر‌الممالك پيشكش نمود‌ه بود‌،‌معير هم مبلغ پنجاه تومان آن زمان به عنوان د‌ستلاف به استاد‌خوشنويس تقد‌يم د‌اشت كه حوالة آن د‌ر اسناد‌خانواد‌گي موجود‌است. اين صله د‌ر آن زمان كه معمولا مزد‌و صلة ساير خوشنويسان برجسته و معروف براي كتابت يك كتاب از پنج تومان نمي‌گذشت رقمي هنگفت و استثنايي بود‌. اتابك را، كه به مانند‌خيلي از رجال قد‌يم د‌ر شناخت خط و د‌قائق نقاشي و خوشنويسي بسيار بهره و مايه بود‌، و خود‌گنجينه‌اي از نفيس‌ترين‌خطوط استاد‌ان بزرگ د‌اشت، اين قطعة بي‌بد‌يل سخت د‌لپسند‌و مورد‌توجه قرار گرفت. اتابك با معير‌الممالك مراود‌ات و روابط بسيار صميمانه د‌اشت.7 و د‌ختر اتابك، نوش‌آفرين خانم اعظم‌السلطنه عروس معيّر بود‌. معيّر‌الممالك كه علاقه و د‌لبستگي شد‌يد‌اتابك را به اين قطعة يگانه و ممتاز مي‌د‌انست سرانجام به مناسبتي شايسته و د‌رخور آن را به اتابك ارمغان نمود‌و اين شاهكار مسلّم هنر سالها زيب تالار پذيرايي اتابك گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 12:5  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

پیشتر در تاریخ 24 مهرماه 1386 با درج مقاله دکتر بختیار در این وبلاگ سعی در ادای دین به محمدعلی معیری نموده ام و از مقاله وی درباره میرزا غلام رضا یاد کرده ام. آنجا نوشتم که آشنايي من با محمد علي معيري به مقاله‏ قلمسالار قلمرو خط،  در شرح احوال ميرزاغلامرضا اصفهانى منتشر شده در مجله كلك (شماره 80 - 83 سال 1375) باز مي گردد كه كپي آن را استاد غلامرضا مشعشعي به بنده مرحمت فرمودند و بعدها از دكتر مظفر بختيار بيشتر درباره ايشان شنيدم. مقاله مذكور براي حقير كه مفتون ميرزا بوده ام به شدت خيال انگيز و تاثيرگذار بود. دیروز از جناب حمیدرضا قلیچ خانی درخواست کردم که فایل مقاله را برایم بفرستد تا در اینجا منتشر کنم و دوستداران میرزا بهره مند شوند و ایشان نیز چون همیشه کریمانه این درخواست را اجابت فرمودند. مفتخرم که نخستین انتشار اینترنتی زیباترین مقاله مستند تاریخی درباره میرزا غلام رضا که دارای بار نوستالژیک بسیار زیاد نیزهست اینجا اتفاق می افتد.
.........................

قلمسالار قلمرو خط

من به اقتضاي سن، زمان ميرزا غلامرضا را د‌رك نكرد‌ه‌ام ولي د‌وران پر شكوه و از ياد‌نرفتني اقامت استاد‌بزرگوار نزد‌جد‌ّم دوستعلي خان نظام‌الد‌ّوله معيّر‌الممالك و اينكه فرزند‌ش د‌وست محمد‌خان و نيز فرزند‌وي د‌وستعلي خان كه مرا پد‌ر بود افتخار شاگرد‌ي او را د‌اشته‌اند‌چنان تأثيري عميق آميخته با احترام د‌ر خانواد‌ه برجاي گذاشته بود‌كه پس از سالياني نام ميرزا غلامرضا را همچنان از زبان پد‌ر مي‌شنيد‌م، د‌ر كتابخانه‌اش  قطعات او را د‌ر قابهايي زيبا به د‌يوار آويخته مي‌د‌يد‌م و با آنكه هنوز بر مقام بلند‌استاد‌ي و عظمت معنوي او وقوف نيافته بود‌م بر اثر اين شنيد‌نها و د‌يد‌نها از ميرزا غلامرضا د‌ر ذهن خويش موجود‌ي رؤيايي ساخته و د‌ر عالم نوجواني با وي آشنايي مرموزي بهم رساند‌ه بود‌م. براد‌رانم نيز تحت تأثير قرار گرفته  و با من همد‌استان شد‌ه بود‌ند‌. هر روز به شناختن شخصيت واقعي ميرزا غلامرضا شوقمان فزوني مي‌گرفت تا آنكه د‌امن شكيبايي از د‌ست بد‌اد‌يم و از پد‌ر خواستيم كه از روزگار خوش و كار و بارِ پُر بار استاد‌برايمان سخن گويد‌و چهرة  واقعي او را از پرد‌ة ابهام  بيرون كشد‌. پد‌ر كه گويي انتظار اين پرسش را مي‌برد‌ به حكم اراد‌ت و پاس تعلّم استاد‌عالي قد‌رش خواهشمان را به طيب خاطر پذيرفت و د‌ر د‌م نيازمان را برآورد‌. فرزند‌ان كنجكاو خويش را د‌ر نخستين طبقة‌عمارت اند‌روني به اطاق پر طول نسبتاً كم عرضي رهنمون شد‌كه آن را «اطاق نظم» نام نهاد‌ه و باقي ماند‌ة اشياء نفيس خود‌را از هر قبيل د‌ر آنجا گردآورده بود‌و با نظم و سليقه‌اي خاص بعضي را بالاي طاقچه‌ها و روي ميزها جاي د‌اد‌ه و برخي د‌يگر را زيب د‌يوارها ساخته بود‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11:8  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

کپی این عکس میرزا غلام رضا را استاد موحد به بنده لطف کرد و در صفحه مشق جام جم با مقاله دکتر رامین قدیمی به همراه عکس قلمهای میرزا چاپ شد. اخیرا دیدم کسی از علاقه مندان میرزا آن را در ویکیپدیا کنار مطلب آپلود کرده است. خوشحال شدم و اینجا گذاشتم. استاد موحد همان موقع تذکر داد که به چشمان میرزا در این عکس دقت کنم! اگر توانستم عکس با کیفیت تری پیدا کنم منتشر خواهم کرد ان شاء الله.

خلاصه زندگینامه میرزا در ویکیپدیا

پدر میرزا در سال ۱۲۱۲ه‍.ق از اصفهان به تهران آمده و به کسب قنادی مشغول شد. از آن‌جا که با وجود چند فرزند دختر، هیچ پسری نداشته، به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شده و با توسل به آن حضرت خداوند در سال 1246 ه.ق. پسری به وی می‌دهد که به همین دلیل نام وی را غلام‌رضا نهادند. ميرزا غلام‏رضا مردى مسلمان، عارف، اديب، دلسوخته و اهل معنى و اعتقاد بود. غلام‌رضا در 5 سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به‌تمامی شد. او در سنين پختگى و استادى هنر خود را «توفيق خداوند عزوجل» ميداند  و آنجاييكه اوصاف هنرش را شرح می دهد، می‌گوید که «نه از باب خودستايی است بلكه محض بروز فضل يزدانی و نفس مسيحايی است» . میرزا در خاطراتش می‌نویسد که در همان سال در رؤیایی صادقه به محضر امیرالمؤمنین علی(ع) شرفیاب شده و همین واقعه سیر زندگی او را دگرگون می کند. میرزا در قطعه‌ای به خط شکسته‌ی خفی چنین می‌نویسد: «قریب هفت‌سال از سنین عمرم گذشته در دبستان به خواندن قرآن اشتغال داشته. شبی به خواب، بزرگواری ارشادم نمود به تقبیل آستان شاه‌اولیا در دنبالش شتافتم. در گوشه‌ی آن جا حضرت شاه اولیا ارواح العالمین له الفدا توقف داشتند. چون نزدیک‌تر شدم فرمود مشقت بیاور. علی‌الفور صفحه کاغذ و دواتی به حضور مبارک تقدیم نمودم. در وسط آن صفحه لام و الف و یایی نگاشته و فرمودند از این رو بنگار. فردای آن شب در دبیرستان معلم صورت خواب را سؤال نمود. این بنده ی حقیر ماجرا کماجرا باز گفت. دیگر حقیر را به تحصیل خط واداشت...» و این آغاز کار خوشنویسی او بود.میرزا پس از آن نزد میر سید علی حکاک تفرشی (پدر میرحسین خوشنویس مشهور) به‌تعلیم خط پرداخته تا جایی که در نه سالگی به حسن‌خط نامی می‌شود  و در طول عمر نچندان بلندش آثار بسیاری را آفریده که برخی از آن‌ها در زمره‌ی آثار ملی هنری کشور ثبت شده‌اند.حاسدان و بدخواهان او را به بابی‌گری متهم کردند که شفاعت یکی از اعیان یا فرزندان ناصرالدین شاه او را از خشم شاه رهانید و از مرگ نجات داد. میرزا غلامرضا که دیر همسر اختیار کرده بود در سال ۱۳۰۰ ه‍.ق هنگامی که ۵۴ ساله بود، صاحب فرزندی می‌شود که نامش را محمد رضا می‌گذارد. اما محمد رضا در سه سالگی ناگهان بیمار شده و فوت می‌کند و داغ بزرگی به جان میرزا می‌نشیند تا جایی که آرزوی مرگ می‌نماید و در جایی می گوید: «پس از دیدن داغ و ناکامـی او مرا مرگ خوشتر ازین زندگانی» طولی نکشید که به آرزویش رسید و در روز پنج‌شنبه چهارم ربیع‌الثانی سال ۱۳۰۴ هجری‌قمری به سرای باقی کوچ کرد. او در باغ میرزا حسین خان سپهسالار در جوار حاج میرزا صفا در چشمه‌علی شهر ری به خاک سپرده شد.

دریغا که پژمرده شد ناگهانی...

داستان مرگ تنها فرزند میرزا غلام رضا که اتفاقا همنام من است و داغ کمرشکن محمدرضای میرزا و قطعه شعری که میرزا در سوگ آن دردانه فرزند سروده ، همواره متاثرم میکرده است. متن و مضمون قطعه سیاه مشق روبرو که از شاهکارهای میرزاست مربوط به این داستان پر آب چشم است. این قطعه که در مجموعه دکتر رامین قدیمی است در کتاب مرقع رنگین جلد ۲ نیز منتشر شده. 

دریغا که پژمرده شد ناگهانی                   گل باغ عشرت به روز جوانی

مرا ویله ماتم و طعم خون شد                  سماع مغنی شراب مغانی

پس از دیدن داغ و ناکامـی او                    مرا مرگ خوشتر ازین زندگانی

گاه دریغ و حسرت وجودم را فرامی گیرد که اگر اجل در دوران اوج میرزا یک دهه دیگر مهلت میداد چه شاهکارها خلق می شد و ازین دست افسوس های بی حاصل... آن از جوانمرگی درویش عبدالمجید و این هم از مرگ ناگهان غلام رضا... شاید محبوب با درآغوش کشیدن گلهای سرسبد هنر و جوانمرگ کردن آنان به بیچارگان پس از این نوابغ رحم کرده چراکه فی المثل خوشنویسان از پاسخ دادن به شاهکارهای درویش بطور کامل نومیدند در حالی که براساس روایت غالب تذکره نویسان درویش در ۳۶ سالگی وفات یافت ( یعنی سن فعلی من!) اگر تا ۷۰ سالگی مجال می یافت چه می شد؟! شاید هم خدا به آنان رحم کرده چراکه پیداست مرغ روح لطیف و ملکوتی آن شیدایان و پادشاهان ممالک زیبایی در قفس تن بی تاب بوده و بی طاقت... 

         

           گلها همه سر ز خاک بیرون کردند

         الا گل من که سرفرو برد به خاک

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 21:33  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:51  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 20:35  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

امروز با پیگیریهای سرکار خانم صادقی فر خبردار شدم پیرو نامه فروردین ماه من به مشایی و دستور وی به دولت آبادی و گزارش کارشناس ، دولت آبادی به میراث استان تهران پیشنهاد داده مزار میرزا در کنار مزار عبدالغفار خان در برنامه مرمت امسال قرار گیرد. متن نامه را می بینید. اما واقعیت این است که چندان با این بوروکراسی کند و سیستم ناکارامد خوش بین نیستم. آیا کاری خواهند کرد؟


این هم تصویر نامه قبلی:




و این هم عکس مزار میرزا که مطبخ شده:

 



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 12:55  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:39  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

 

به نمایش گذاشته شده در نمایشگاه استادان نستعلیق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 14:11  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:4  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

پس از پست قبلی عکسها را به ضمیمه نامه ای به مهندس رحیم مشایی ارسال کردم که ایشان هم نامه را به دکتر دولت آبادی َ معاون میراث فرهنگی سازمان ارجاع داد. عین متن دستور را هم ملاحظه می فرمایید : جناب آقای دکتر دولت آبادی با سلام لطفا بطور جدی پیگیری و گزارش فرمایید.

امیدوارم به نتیجه برسد.

دستور پیگیری بازسازی مزار میرزا غلام رضا اصفهانی 

تصویر نامه در اندازه بزرگ

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:40  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

در زمانه ای که بهشت حیوانات شده و جماعت بی هنر و سمساران جاعل با اصل و جعل شاهکارهای آخرین نابغه نستعلیق ثروت می اندوزند و متولیان بی کفایت بیت المال به تضییع بودجه فرهنگ و هنر مشغولند  شاید جای چندان شگفتی نباشد که بدانید مزار مرحوم میرزا غلام رضا اصفهانی به آشپزخانه مبدل شده و بر فراز آن دیگ و قابلمه مستقر است!

جای آن است که خون موج زند در دل لعل    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

 

نشانی : شهرری-چشمه علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:59  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

میرزا غلام رضا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 12:48  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

پنجه به رخ کذب و کسالت بکشید

بر مردی خود خط بطالت بکشید

این خط مشوش است چون سکه قلب

از روح غلامرضا خجالت بکشید

-----------------------

بیهوده دغل نه آدم فحل کند

هرگز نه دغل به حرث یا نسل کند

زشت است خط غلامرضا جعل شود

بی اصل کسی که اصل را جعل کند

-----------------------

خوب است قیاس نعل بالنعل شود

در عرضه خط رعایت اصل شود

ای حضرت خوشنویس از روی شرف

مپسند خط غلامرضا جعل شود

----------------------

افسوس که جعل می شود دستاویز

اما خط جعل می نیرزد به پشیز

با صدق و صفا قله خط فتح شود

از جعل خط غلامرضا می پرهیز

------------------------

گفتیم سخن بقدر کافی از جعل

تا جعل گزینش نشود همچون اصل

در سیرت مرد هنر اصل آمده صدق

صدق است بحق گزینه آدم فحل

----------------------

پ.ن : امیدوارم این نصایح مشفقانه کارساز افتد و برخی دوستان دست از جعل آثار میرزا بردارند وگرنه ممکن است چشم باز کنند و آثار مجعولشان را در کنار اصل َ منتشر شده در نشریه ای ببینند ... سوابق صفحه مشق جام جم موید این امراست...!

سرودلیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:1  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:2  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 10:14  توسط محمدرضا سرودلیر  | 

چشم در صنع الهى باز كن لب را ببند             بهتر از خواندن بود ديدن خط استاد را

تعداد قابل توجهى از قطعاتى كه به خط نستعليق از ميرزا غلامرضا به جا مانده است شباهت ظاهرى بسيارى به سياه مشق دارد.به طورىكه در نگاه اول تميز اين قطعات از سياه مشق شايد ممكن نباشد و بعضى از صاحبنظران به دليل تعدد قطعاتى كه به اين صورت از ميرزا غلامرضا به جا مانده است، عبارت «ميرزا غلامرضا اصفهانى سياه مشق نويس» را در توصيف او به كار برده اند. (1) در روزنامه خوانده ام (2) و در گفتگوهاى متعدد نيز چنين نظرى را شنيده ام. اين مقاله تلاشى براى شناخت فلسفه هنر ميراز غلامرضا با توجه واستشهاد به اين قطعات است.

در اين قطعات ميرزا غلامرضا عباراتى با مضامين زيبا و پرمغز مانند سوره حمد يا مصراعى يا بيتى از غزل حافظ يا بيتى حكيمانه ازشاعرى ديگر را تحرير كرده است كه غالباً شروع و خاتمه اى شبيه به هم دارند جز سوره حمد كه با بسم اللّه الرحمن الرحيم شروع شده است، اغلب با يكى از اسماء بارى تعالى شروع شده، با امضاى ميرزا، كه برحسب قطعه متفاوت است، و تاريخ نگارش آن قطعه تمام مى شود. رقم ميرزا در بعضى از اين قطعات اسم كامل او به اضافه «يا على مدد» و در بعضى فقط «يا على مدد» يا «يا على مددست» بدون نام ميرزا غلامرضا است. در قطعاتى هم امضا به صورت «العبد المذنب الفقير الحقير غلامرضا غفرله» و «يا على مدد.» يا به صورت «هو»و در سطر زير هو، «الفقير الحقير المذنب غلامرضا» و بعد «يا على مددست» يا به صورتى شبيه به آنچه ذكر شد مى باشد. رقم ميرزاغلامرضا در قطعات مختلف موضوعى جداگانه است كه به شرح ديگرى نياز دارد.

در اين قطعات كلمات روى هم و در بعضى نه فقط روى هم، بلكه مكرر، بالا و پايين و حتى چپ و راست نيز نوشته شده است،به طورىكه در تعدادى از اين قطعات براى فهميدن صورت عبارت نوشته شده و خواندن درست آن مدتى صرف وقت، دقت و توجه لازم است و اين احتمال وجود دارد كه اگر خواننده با عبارت نوشته شده سابقه قبلى ذهنى نداشته باشد، خواندن آن به بررسى و پرس وجوى بيشترى نياز داشته باشد.

در اين قطعات ميرزا غلام رضا از آزادى، كه فضاى دو بعدى كاغذ در اختيار او مى گذارد، براى نشان دادن احساس خود از معنى كلمات و وجه ادبى، كلامى و فلسفى آن استفاده شگفت انگيز هنرمندانه اى مى كند. تكرار حروف نشانى از اثر معنى كلمه و اهميت اين معنا نسبت به معناى تمامى عبارت است. بيشترين تكرار از كلمه اى، يا حرفى از كلمه اى، حاكى از اهميت و تأثير معنى آن كلمه براحساس ميرزا است. مفهوم اين سخن هنگام بحث درباره چند قطعهاى كه براى نمونه آورده شده است روشنتر خواهد شد. در قطعاتى هم كه تكرار در كار نيست، تركيب (3) قطعه و مقام هر كلمه و طرز نوشتن آن احساس ميرزا را از معنى نشان مى دهد.

در اين قطعات اثر معنى اضافه بر صورت ظاهرى آنها نقش عمده تعيين كننده در ايجاد تركيب قطعه دارد. اضافه شدن اثر معنى برشكل ظاهرى در عبارت قطعه، حروف عادى آشنا را نمادين مى كند، به رمز تبديل مى كند. استادى و مهارت به هنرمندى و هنر تبديل مىشود، و هنگامى كه بيننده اثر معنى را دريافت نمايد، زيبايى خيره كننده كارهاى غلامرضا حيرت انگيز مى شود (بر مشوران تا شوداين آب صاف/ وند رو بين ماه و اختر در طواف) (4)

بدون ترديد هيچ طرز جديدى در هنر بى مقدمات قبلى در كار هنرمندان پيشين به وجود نمى آيد و اين موضوع هم قبل از ميرزاغلامرضا سابقه اى دارد. با توجه به علت پيدايش نستعليق در ميان فارسى زبانان و ماهيت نستعليق، همچنين به حكم تعدادى معدود از ميان آثار به جا مانده از هنرمندان بزرگ خوشنويس مانند ميرعلى هروى يا حسنخان شاملو و بعضى ديگر مى توان گفت سابقه اين مطلب به قدمت سابقه نستعليق است كه اين خود موضوع ديگرى است. ولى هيچ يك از استادان بزرگ در اين خلاقيت هنرمندانه با ميرزا غلامرضا همانند نيستند. او اين صفت ذاتى نستعليق را به كمال نهايى خود رسانيده است. استادان ديگر وقتى چنين قطعاتى نوشته اند يعنى روى هم يا روى هم و مكرر معمولاً اثرمعنى عبارت در تركيب قطعه ملحوظ نيست؛ يعنى غالباً سياه مشق است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 13:51  توسط محمدرضا سرودلیر  |